X
تبلیغات
افکار بی نهایت من!!!

قالب پرشین بلاگ


افکار بی نهایت من!!!
Username:EAV-0109785329
Password:j4fpa4usdk

Username:EAV-0109785328
Password:x5rve9k97t

Username:EAV-0109785326
Password:6hjj65m39s

Username:EAV-0109785378
Password:h7k8jvn3je

Username:EAV-0109785375
Password:cuhattk8he

Username:EAV-0109785373
Password:exx6s4a39a
[ شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ] [ 23:8 ] [ محمد ]
1454880_267808103384735_1829825644_n.jpg


[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 23:38 ] [ محمد ]
اگرهرکس به اندازه خودش سخن می گفت چه می شد

******
  میانگین مردم ایرانی‌ تقریبا در مورد همه چیز و همه کس اظهار نظر می‌کنند؛ که بعضاً با قاطعیت است.
 عبارات من نمی‌دانم، من اطلاع ندارم، من به اندازه کافی اطلاع ندارم، من مطمئن نیستم، من باید سئوال کنم، من باید فکر کنم، من شک دارم، من در این باره مطالعه نکرده‌ام، من این شخص را فقط یک بار دیده‌ام و نمی‌توانم در مورد او قضاوت کنم، من در مورد این فرد اطلاعات کافی ندارم، اجازه دهید من در این رابطه سکوت کنم، فردا پس از مطمئن شدن به شما خبر می‌دهم، هنوز این مساله برای من پخته و سنجیده نیست و مشابه این عبارات در ادبیات عمومی ما، بسیار ضعیف است.

تصور کنید اگر بسیاری از ما این گونه با هم تعامل کنیم، چقدر کار قوه قضائیه کم می‌شود. چقدر زندگی ما اخلاقی‌تر می‌شود و از منظر توسعه یافتگی چقدر جامعه تخصصی‌تر می‌شود.
 در چنین شرایطی، خبرنگار تلویزیون در مورد برنامه هسته‌ای، نظر راننده تاکسی را نخواهد پرسید. اقتصاد‌دانی که یک مقاله پزشکی را خوانده، خود‌درمانی نخواهد کرد و شیمی‌دانی که هر روز روزنامه‌ها را می‌خواند در مورد آینده اقتصاد ایران و وضعیت سیاسی چین اظهار نظر نخواهد کرد؛ چه سکوتی برقرار می‌شود! و همه به خود و مثبت و منفی برنامه‌های خود می‌پردازند و کمتر سراغ سر در‌آوردن از کارهای دیگران می‌روند؛ غیبت کم می‌شود و تهمت و توهین به حداقل می‌رسد.. یک دلیل ‌این که تولید ناخالص داخلی‌ آلمان بیش از دو برابر جمع تولید ناخالص داخلی ۵۵ کشور مسلمان است، این به خاطر تمرکز مردم به کار و فعالیت و کوشش‌های فردی است.
 اتفاقا چون بسیاری از ما برای خود کم وقت می‌گذاریم و خود را کشف نمی‌کنیم، به بیرون از خودمان و توجه دیگران نیازمند می‌شویم. به همین دلیل، نمایش دادن در میان ما بسیار جاری و قدرتمند است، چون در مورد خود نمی‌توانیم پنجاه صفحه بنویسیم، از انتقاد حتی انتقادی ملایم، خشمگین می‌شویم، چون احساسی بار می‌آییم و بنابر‌این ضعیف هستیم، اعتماد به نفسمان کم است.
عموما ظاهر خود را می‌آراییم و در مخزن باطن ما، سه قفله باقی می‌ماند.
 در برابر کم حرف زدن و کم قضاوت کردن، فکر و دقت قرار می‌گیرد. ارزش هر انسان مساوی با مقدار زمانی است که برای فکر، کشف خود و خلاقیت اختصاص می‌دهد. سکوت فراوان بهترین فرآورده کم قضاوت کردن است. در این مسیر، محتاج کتاب خواندن، گفت‌و‌گو و مناظره هستیم. با آگاهی و دانش می‌توان انسان بهتری بود و به همین دلیل، نیازمند آموزش هستیم.

 

[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 23:50 ] [ محمد ]
اگر دوستش داری
                        باید همه چیز را بشکنی
                                                         تا قلب او شکسته نشود . . . !
[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 21:47 ] [ محمد ]
زیره گنبد کبود قصه گوی عاشقی زندونی بود قصه هاش قصیده بود غصه هاش رسیده بود خط خطی رو جزوه هاش پاپتی شاه و گداش همه سر در گم گیج همه پوچ و همه هیچ تو تموم قصه هاش لابه لای غصه هاش رنگ افتابش پریده بود پشت رستمش خمیده بود کوچه هاش پر از پست کوچه اما هیچ رهگذری نیست قصه گو قصه رو وا داد همرو تو قصه جا داد رو چشماشو گرفت اما چشماش کور نمیشد همرو تو قصه جا داد اما قصش جور نمیشد شهر قصه رو شلوغ کرد پر از راست و دروغ کرد تکسوار اسبشو برد پهلوون حقشو خورد ارزوی مادرا رو جوونا به خاک سپردن تکسوار پای پیاده پهلوون حقشو داره دیگه قصش مهربونه پریاش ابرو کمونه نه اسارتی به راه نه اسیری ته چاه زیره گنبد کبود قصه گوی عاشقی زندونی بود خنجراش برنده نیستن ببراشم درنده نیستن باغچه ها بی باغبون کفترا بی اب و دون عاشقا خونه به دوش در کمین می فروش شهر قصه رو شلوغ کرد پر از راست و دروغ کرد.....
[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 21:46 ] [ محمد ]

من آنقدر حسودم که آرزوی دوست داشتنت را هم به هیچ کس نمیدم ...                    

[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 21:39 ] [ محمد ]
هیچ هم سکوت ، نشانه ی رضایت نیست
شاید کسی دارد خفه می شود..
پشت یک بغض...
[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 21:37 ] [ محمد ]
مادر بزرگم قدرت عجیبی دارد. حال و روزت را از نگاهت می فهمد؛
به من نگاه می کند و می گوید: عاشقی، از نگاهت معلوم است، نگاهت برق دارد.

به دختر دایی ام می گوید: مراقب باش مادر جان، حالت چشمهایت معلوم است که بارداری!
...
با دلخوری می پرسم: مادر جان چطور با قطعیت برایمان حکم صادر می کنید! با یک نگاه ؟!

چشمهایش را ریز می کند و می گوید: از همان روز که با پدرش برای عیادت پدرم به خانه مان آمدند، نگاه بازی شروع شد، قاصدی به جز نگاه نداشتیم، خبری از تلفن و موبایل نبود... همه چیز نگاه بود و نگاه ...!
عشقش را، غمش را، عصبانیتش را، همه را باید از نگاهش می خواندم... من سالهاست مشق نگاه کرده ام دختر جان!

از همان روز که با پدرش آمدند عیادت پدرم تا همین حالا که دردش را مخفی می کند...!

مادر بزرگ می گوید: نسل شما خیلی چیزها بلدند، اما «نگاه» را نه! بلد نیستند...

مادر بزرگ بزرگترین لذت زندگیش خواندن نگاههای پدر بزرگ است...
به سلامتی همه پدر بزرگا و مادربزرگا.......
[ دوشنبه دوم دی 1392 ] [ 15:15 ] [ محمد ]
فرناندا لیما مجری برزیلی برنامه قرعه‌کشی جام جهانی 2014 که صفحه فیسبوکش مورد حمله شدید ایرانیان قرار گرفته بود در گفتگو با فرانس 24 عنوان کرد: «هر فردی محصول فرهنگی است که در آن زندگی می‌کند.»

به گزارش ایسنا به نقل از سایت خبری تیک، او افزود: در مورد مردم ایران باید بگویم نظر من به خاطر کامنت‌های توهین‌آمیز نسبت به آنها تغییر نکرده است. من همچنان به فرهنگ و همه انسان‌ها احترام می‌گذارم.

این مدل و مجری معروف بزریلی اظهار کرد: من فارغ‌التحصیل رشته روزنامه‌نگاری هستم و 15 سال است که در رسانه‌ها مشغول به کارم، در نتیجه معتقدم آماده مجری‌گری چنین برنامه‌هایی هستم. من بسیار خوشحال بودم که مجری‌گری برنامه بین‌المللی دیگری را بر عهده داشتم؛ برنامه‌ای که در سرتاسر جهان به نمایش در می‌آید و کار من بیشتر دیده می‌شود. این برنامه به نوعی به رسمیت شناختن توانایی‌های من بعد از سال‌ها تلاش در این زمینه بود و البته فرصتی برای به چالش کشیدن خودم.

لیما ادامه داد: از من خواسته شد تا برای اجرای این برنامه، لباسی طلایی‌رنگ بپوشم که تا زانوی من بود؛ لباسی که به نوعی مناسب آب و هوای «باهیا» هم بود. بنابراین من لباسی را پوشیدم که از من خواسته شده بود. من یک حرفه‌ای هستم و آنچه را که عرف است دنبال می‌کنم. نه من و نه هیچ‌کس دیگری در این برنامه فکر نمی‌کرد چنین اتفاقی رخ دهد وگرنه معتقدم می‌شد تیپ و ظاهر دیگری نیز انتخاب شود.

مجری مراسم قرعه‌کشی جام جهانی برزیل افزود: من در مورد حملات و عذرخواهی‌ها شنیدم، البته شبکه‌های اجتماعی را خیلی دنبال نکردم. هر فردی محصول فرهنگی است که در آن زندگی می‌کند در نتیجه همان‌گونه که یک زن غربی در یک برنامه عظیم بین‌المللی لباس می‌پوشد، من هم لباس پوشیدم. باهیا هم جایی است که دمای هوای آن غالبا بالاست.

وی ادامه داد: معمولا اظهار نظرهای خشونت‌آمیزتر باعث جلب توجه بیشتری می‌شوند و این خود به گستاخی بیشتر منجر خواهد شد. اما من ترجیح می‌دهم فکر کنم انسان‌های بیشتری با قصد و نیت خوب و خوش‌قلب وجود دارند؛ کسانی که تفاوت را بین انسان‌ها به رسمیت می‌شناسند و با ذهنی بازتر و هوشمندانه‌تر از کسانی که حمله می‌کنند، به مخالفت و مناظره می‌پردازند.

لیما خاطرنشان کرد: من انتظار ندارم مورد عشق و علاقه همه قرار بگیرم اما تلاش می‌کنم عاشق همه باشم و هر روز انسان بهتری نسبت به گذشته شوم. فرهنگ‌های مختلف و نقطه‌نظرات متفاوت همیشه زمینه‌ای برای گفتگو بین انسان‌هاست. گفتگو و مناظره پدیده‌ای «سلامت» است اما خشونت هیچ‌گاه این‌گونه نخواهد بود.

این مدل مشهور برزیلی تاکید کرد: من می‌خواهم بگویم به خاطر تمام اتفاقاتی که افتاده متاسفم. من به هیچ‌وجه قصد نداشتم هیچ کشور، فرهنگ و یا مردمی را به هر شکلی مورد حمله و بی‌احترامی قرار دهم. من به هیچ‌وجه قصد نداشتم باعث نوعی از جنجال و یا رفتار خجالت‌آور شوم.

وی گفت: من اطمینان می‌دهم که این اتفاق را به عنوان یک درس یاد خواهم گرفت و در انتخاب لباس برنامه «توپ طلا» آن را در نظر خواهم داشت تا همه بتوانند آن را تماشا کنند.

[ شنبه بیست و سوم آذر 1392 ] [ 15:43 ] [ محمد ]
خدایــــــــــــا التمـــــــــــاست مــــــی کنـــــــــم
همــــــه دنیــــــــــایـــــــت ارزانــــــــــیِ دیگــــــــــــران !
ولــــــــــــــــی ;
...
آنــکـــــــــــه دنـیــــــــــایِ من اســــــــــت
مـــــــــــــــــــــالِ دیــگـــــــــــری نبــــــــــاشـــد
[ سه شنبه نوزدهم آذر 1392 ] [ 21:33 ] [ محمد ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.


 
 
درباره وبلاگ